logo

درباره کارگزاری مدبر آسیا

شرکت کارگزاری مدبر آسیا (سهامی خاص) در تاریخ 1383/3/11 تحت عنوان کارگزاری بورس کالای دهقانان خاور تاسیس و طی شماره 222964 در اداره ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی تهران به ثبت رسیده است. سرمایه شرکت در حال حاضر بالغ بر 40,000,000,000 ریال می باشد. نام شرکت به موجب مصوبه عمومی فوق العاده مورخ 1388/1/29 به شرکت کارگزاری مدبر آسیا تغییر یافته است.

modabberasia@gmail.com
+98 21 41627000
تهران، خيابان شریعتی, نبش خیابان هویزه, پلاک 826, طبقه دوم, واحد 4

+98 21 41627000

modabberasia@gmail.com

مفاهیم اولیه بورس 3

مفاهیم اولیه بورس 3

تجزیه و تحلیل اقتصاد

وضعیت اقتصاد ملی از آن جهت مطالعه و بررسی می‏شود که مشخص شود آیا شرایط کلی برای بازار سهام مناسب است یا نه؟ آیا تورم مؤثر است؟ نرخهای بهره در حال افزایش است یا کاهش؟ آیا مصرف‏کنندگان کالاها را مصرف می‏کنند؟ تراز تجاری مطلوب است؟ اینها تنها بخشی از سؤالاتی است که تحلیل‏گر بنیادی برای تعیین کردن تأثیرات شرایط اقتصادی بر بازار سهام با آنها مواجه است.

تجزیه و تحلیل صنعت

وضعیت صنعتی که شرکت در آن قرار دارد تأثیر قابل توجهی بر نحوه فعالیت شرکت دارد. اگر وضعیت صنعت مطلوب نباشد، بهترین سهام موجود در این صنعت نیز نمی‏تواند بازده مناسبی داشته باشد. به قول معروف (سهام ضعیف در صنعت قوی، بهتر از سهام قوی در صنعت ضعیف است).

تجزیه و تحلیل شرکت

بعد از تعیین وضعیت اقتصاد و صنعت، خود شرکت نیز باید تجزیه و تحلیل شود تا از سلامت مالی آن اطمینان حاصل گردد. این تحلیل معمولاً از طریق بررسی صورتهای مالی شرکت انجام می‏شود. از روی این صورتها می‏توان نسبتهای مالی سودمندی را محاسبه نمود، نسبتهای مالی به 5دسته اصلی تقسیم می‏شوند :‌

1)نسبتهای‏ سودآوری

2)نسبتهای قیمتی

3)نسبتهای نقدینگی

4) نسبتهای اهرمی

5)نسبتهای کارآیی (فعالیت)

هنگام تحلیل نسبتهای مالی شرکت نتایج حاصل از این تحلیل باید با نتایج سایر شرکتهای موجود در آن صنعت مقایسه شود تا عملکرد شرکت، شفاف‏تر و روشن‏تر گردد.

حاشیه سود خالص

حاشیه سود خالص شرکت، یکی از نسبتهای سودآوری است که از طریق تقسیم کردن سود خالص به کل فروش محاسبه می‏شود. این نسبت نشان می‏دهد که از یک تومان فروش شرکت، چه مقدار آن به سود خالص تبدیل شده است. به عنوان مثال، حاشیه سود خالص 30 درصد نشان می‏دهد که از یک تومان فروش محصولات شرکت، 3 ریال سود خالص بدست آمده است.

نسبت P/E

نسبت P/E (نسبت قیمت سهام به عایدی هر سهم) از طریق تقسیم کردن قیمت جاری سهام به عایدی هر سهم (EPS) در چهار فصل گذشته بدست می‏آید. این نسبت نشان می‏دهد که سرمایه‏گذار برای خریدن یک تومان از عواید شرکت، چقدر باید بپردازد. به عنوان مثال، اگر قیمت جاری سهام، 20 تومان و عایدی هر سهم در چهار فصل گذشته، 2 تومان باشد، آنگاه نسبت P/E، 10 بدست می‏آید. به عبارت دیگر برای خرید یک تومان از عواید شرکت باید 10 تومان بپردازیم. البته انتظارات سرمایه‏گذاران از عملکرد آتی شرکت، نقش بسیار مهمی در تعیین نسبت جاری P/E ایفا می‏کند. رویکرد متداول در تحلیل‏های مالی این است که نسبتهای P/E شرکتهای موجود را در یک صنعت با یکدیگر مقایسه کنیم. اگر تمام شرایط دیگر یکسان باشد، شرکتی که P/E آن کمتر است، ارزش بهتری دارد.

ارزش دفتری هر سهم

ارزش دفتری هر سهم شرکت، یکی از نسبتهای قیمتی است که از تقسیم کردن کل داراییهای خالص شرکت (دارایی‎ها منهای بدهی‏ها) به کل سهام موجود آن بدست می‏آید. ارزش دفتری هر سهم می‏تواند در تعیین این موضوع کمک کند که آیا سهام شرکت، کمتر یا بیشتر از حد قیمت‏گذاری شده است. اگر سهامی به قیمتی بسیار پایین‏تر از ارزش دفتری آن به فروش رود، می‏تواند نشانگر این باشد که این سهام، کمتر از ارزش واقعی خود، قیمت‏گذاری شده است.

نسبت جاری

نسبت جاری یکی از نسبتهای نقدینگی است که از تقسیم کردن دارایی‏های جاری به بدهی‏های جاری شرکت محاسبه می‏شود. این نسبت توانایی شرکت را برای پرداخت بدهی‏ها و تعهدات جاری آن نشان می‏دهد. هر قدر این نسبت بالاتر باشد، قدرت نقدینگی آن نیز بالاتر خواهد بود. به عنوان مثال اگر این نسبت 3 باشد، بیانگر آن است که دارایی‏های جاری شرکت، برای پرداخت 3برابر بدهی‏های جاری آن، کفایت می‏کند.

نسبت بدهی

نسبت بدهی شرکت، یکی از نسبتهای اهرمی است که از تقسیم کردن کل بدهی‏ها به کل دارایی‏های شرکت محاسبه می‏شود. این نسبت نشان می‏دهد که کل دارایی‏های شرکت تاچه حد از طریق بدهی‏ها تأمین شده است. به عنوان مثال، اگر نسبت بدهی 40 درصد باشد، بیانگر آن است که 40 درصد از دارایی‏های شرکت از طریق ایجاد بدهی یا قرض گرفتن وجوه تأمین شده است.

بدهی‏ها همانند تیغ دولبه عمل می‏کنند، اگر شرایط کلی اقتصاد نامناسب و روند حرکت نرخ‏های بهره، فزاینده باشد. آنگاه شرکتهایی که نسبت بدهی بالایی دارند، با مشکلات مالی عدیده‏ای مواجه خواهند بود. اما اگر شرایط اقتصادی مناسب باشد، بدهی می‏تواند از طریق تأمین مالی کردن رشد شرکت با هزینه‏های پایین‏تر، سودآوری را افزایش دهد.

گردش موجودی‏ها

گردش موجودی‏های شرکت، یکی از نسبتهای کارآیی است که از تقسیم کردن قیمت تمام شده کالای فرش رفته به موجودی‏ها محاسبه می‏شود. این نسبت، کارآیی شرکت را در مدیریت موجودی‏ها نشان می‏دهد. این کارآیی از طریق محاسبه تعداد دفعات گردش موجودی‏ها در طول سال اندازه‏گیری می‏شود. این دسته از نسبتها، وابستگی شدیدی به نوع صنعت دارند. به عنوان مثال گردش موجودی‏ها در فروشگاههای زنجیره‏ای، به مراتب بالاتر از صنایع تولیدکننده هواپیماست. در اینجا نیز مقایسه کردن گردش موجودی‏ها در کلیه شرکتهای یک صنعت اهمیت زیادی دارد.

ارزشیابی قیمت سهام

تحلیل‏‎گر بنیادی، پس از مطالعه و تعیین شرایط اقتصاد ملی، وضعیت صنعت و در نهایت شرکت به بررسی این موضوع می‏پردازد که آیا قیمت سهام شرکت به درستی تعیین شده است یا نه؟

در تعیین قیمت سهام، الگوهای گوناگون ارزشیابی تهیه و تدوین شده است. عمده‏ترین این الگوها عبارتند از :

ـ الگوهای سود سهام ـ این الگوها بر ارزش فعلی سودهای سهام مورد انتظار تمرکز دارند.

ـ الگوهای عواید ـ این الگوها بر ارزش فعلی عواید مورد انتظار تمرکز دارند.

ـ الگوهای دارایی‏ها ـ این الگوها بر ارزش دارایی‏های شرکتها تمرکز دارند.

اصول بنیادی در تحلیل سهام

در تحلیل بنیادی، تمام عوامل مؤثر در اقتصاد، از جمله تولید، توزیع، عرضه و تقاضا و در نهایت مصرف را با توجه به گردش سرمایه و سیاستهای پولی مبتنی بر داده‏های مالی، مورد توجه قرار می‏دهیم.

بنیادگران برای تحلیل موفق سهام باید حداقل هفت سرفصل مهم را مدنظر بگیرند.

1ـ عایدی هر سهم در دوره جاری (EPS) و مقایسه آن با عایدی هر سهم در دورة مشابه سال قبل.

2ـ EPS سالیانه سهام و مقایسه آن با EPS سال قبل (و لحاظ نمودن افزایش یا کاهش آن نسبت به سنوات قبل).

3ـ گروه صنعتی که سهام متعلق به آن است محصولات جدید موجود در این گروه، تغییرات گروه و مدیریت شرکت صاحب سهام و غیره.

4ـ عرضه و تقاضای سهام

5ـ پیشرو یا پسرو بودن سهام (توضیح اینکه بعضی سهم‏ها در گروه خود پیشرو هستند و دیگر سهم‏ها از حرکت آنها تبعیت می‏کنند، در حالی که برخی سهم‏ها دنباله‏رو دیگران هستند)

6ـ مالکیت سهام (اینکه چه اشخاص حقیقی یا حقوقی صاحبان اصلی سهام هستند)

7ـ جهت بازار و شاخص‏یابی

نقص بزرگ تحلیل بنیادی

در بسیاری اوقات سهام شرکت سود ده، برای مدت نسبتاً‌ طولانی کاهش می‏یابد یا سهام شرکت زیان‏ده، در مدتی کوتاه به مقدار قابل توجهی افزایش می‏یابد. اگر همه ما منطقی بودیم و می‏توانستیم احساسات خود را از تصمیمات سرمایه‏گذاریمان تفکیک نماییم. آنگاه روش تعیین قیمت سهام براساس سود آینده یا همان تحلیل بنیادی به نحو درخشانی درست کار می‏کرد و از آنجا که انتظارات کاملاً‌ منطقی داشتیم قیمتها تنها هنگامی تغییر می‏کرد که اطلاعات سهام منتشر می‏شد. اما در بازار واقعی این حالت هرگز اتفاق نمی‏افتد. همان طور که گفتیم، بازیگران بازار، بارها و بارها شرکتهایی را با سودهای بالا دیده که سقوط کرده‏اند و شرکت‏های زیان دهی را نیز دیده‏اند که سهامشان به نحو چشمگیری افزایش داشته است.

اولین کسی که این موضوع را در بازار سرمایه دریافت چارلزداو بود که می‏توان او را بنیانگذار تحلیل تکنیکی نامید. وی برای اولین بار در سال 1900 میلادی براساس اطلاعات هر سهم (نظریه داو) را تدوین کرد. بیشتر مطالعات او براساس میانگین صنعتی داو جونز و بوجود آوردن این شاخص مهم بود داو متوجه شد که روند بازار صرفاً‌ از سود و زیان و اطلاعات مالی شرکتها تبعیت نمی‏کند، بلکه عوامل دیگری نیز در این زمینه تأثیر دارند. به نظر داو بازار در عین بی‏نظمی، نظم خاصی دارد.

به نظر داو، نوسان قیمتهای بازار را می‏توان به سه بخش تقسیم کرد :

الف) نوسانهای اولیه: این نوسانها بازارهای افزایشی و بازارهای کاهشی نامیده می‏شوند. در بازارهای افزایشی، قیمتها برای چند سال رو به بالا می‏روند. از طرف دیگر، در بازارهای کاهشی، قیمتها برای چند ماه یا چند سال رو به پایین می‏روند.

ب ) نوسانهای ثانویه: در این نوسانها، قیمتها به مدت چند ماه بالا می‏روند این حالت تحت عنوان دوره تعدیلات یا تصحیحات معروف است.

ج) نوسانهای روزانه: این نوسانها، نوسانهای روزانه تصادفی و بدون مفهوم هستند. تحلیل‏گران تکنیکی بازار برای تعیین روندهای بازار یا تعیین روند تک تک سهام از نظریه داو استفاده می‏کردند.

چند پيشنهاد مهم براي خريد و فروش سهام در بورس ايران

خبرگزاري فارس: يك كارشناس بازار سرمايه با تشريح سهام ارزش و رشد در بورس تهران، به سهامداران و متوليان بازار سهام چند توصيه و پيشنهاد مهم براي خريد و فروش سهام كرد.

به گزارش خبرنگار اقتصادي فارس ، در حالي به هنگام خريد و فروش سهام شركت ها متغيرها و عوامل متعددي بايد مدنظر فعالان قرار گيرد كه بررسي و تشخيص سهام رشدي و ارزشي يكي از موضوعات بسيار مهم در بازارهاي سرمايه دنيا محسوب مي‌شود. تشخيص اين دو نوع سهام بر اساس متغيرهاي متفاوت، برآورد ميزان ريسك و بازدهي آنها، نحوه بازدهي در دوره هاي زماني مختلف و شرايط رونق و ركود بازار، چگونگي ارتباط آنها با متغير اندازه از جمله ابهاماتي است كه كارشناسان در پي رفع آن برآمده اند. دراين رابطه خبرگزاري فارس با ميثم شاه‌بنده ازكارشناسان بازار سرمايه گفت وگويي با هدف مقايسه سهام رشدي وارزشي براساس متغيرهايي نظير اندازه شركت، بازده و صرف ريسك در بورس اوراق بهادار تهران و ارايه چند توصيه در خريد و فروش سهام به سهامداران و مديران انجام داده است . وي با جمع‌آوري و بررسي اطلاعات مورد نياز 123 شركت بورسي در فاصله زماني فروردين 80 تا اسفند 84 به اين نتيجه رسيده كه فاكتور اندازه شركت براي تشخيص سهام رشدي و ارزشي از يكديگر مناسب نيست. از طرف ديگر يك سرمايه‌گذار درحالت رونق بازار با خريد سهام رشدي نسبت به خريد سهام ارزشي به صرف ريسك بالاتري دست پيدا كرده و بازده سهام رشدي از سهام ارزشي در بورس اوراق بهادار تهران بيشتر است.

*تفاوت هاي سهام ارزشي و رشدي

شاه‌بنده در آغاز مي گويد: طي دهه‌ها و ساليان متمادي، اساتيد مالي دانشكده‌هاي مديريت در جهان به دقت فايل‌هاي اطلاعات مالي مربوط به قيمت‌هاي اوراق بهادار و اطلاعات حسابداري را در جستجوي الگوها و نشانه‌هايي در مورد علل و چگونگي رفتار بازار مورد بررسي قرار مي‌دادند. جستجو براي شناخت چگونگي عملكرد بازار در حال حاضر به نتيجه رسيده و رازهاي رفتار بازار به سرعت در حال گشوده شدن هستند. وي ادامه مي دهد: ما در حال حاضر با بازاري مواجه هستيم كه در قيمت‌گذاري واكنش بيش از حد نشان داده و درست عمل نمي‌كند. واكنش‌هاي قيمت‌ها در آن بسيار شديد بوده و غيرقابل پيش‌بيني هستند. بازاري كه چرخش معكوس دارد يعني سهام پرريسك موجود در آن بازده كمي را ايجاد مي‌كنند و سهام‌ كم‌ريسك بيشترين بازدهي‌ها را دارند. به گفته اين كارشناس بازار سرمايه شواهد با اهميت مؤثر براي سرمايه‌گذاري به صورت توده‌اي از اطلاعات درآمده كه سرمايه‌گذاران با استفاده از آنها به عملكرد گذشته شركت‌ها واكنش بيش از حد نشان داده و سهام رشدي و سهام ارزشي را قيمت‌گذاري مي‌كنند. شاه بنده ادامه مي دهد: سهام رشدي سهامي هستند كه قيمت شان نسبت به جريانات نقدي، عايدي، سود تقسيمي و ارزش دفتري فعلي آنها بالاتر از ميانگين است. در نتيجه اين واكنش بيش از حد در بلندمدت سهام‌ گران قيمت يعني سهام رشدي بازدهي كمي براي سرمايه‌گذاراني خواهد داشت كه آنها را در قيمت‌هاي بالا خريده‌اند. بالعكس سهام‌ ارزان و ارزشي بازدهي بيشتري براي سرمايه‌گذاراني خواهد داشت كه آنها را در قيمت‌هاي بسيار پايين خريده‌اند. وي با بيان اينكه در يك بازار كارا تمام تفاوت‌هاي بين عملكرد سهام ارزشي و رشدي بر اين مبنا است كه سهام رشدي ريسكي‌ترند ادامه مي دهد: سهام‌ گران نسبت به سهام‌ ارزان داراي ريسك بالاتري هستند. سبد سهامي كه شامل تعداد زيادي از سهام‌ گران باشد، داراي بازدهي‌هاي بسيار متفاوت از يك سال به سال ديگر است. لذا بازده بيشتر از آنها انتظار مي‌رود و متأسفانه بازار اغلب در اين مورد غافلگير مي‌شود و در مقابل، بازار بازده كمتري از سهام ارزان انتظار دارد و بازده‌هاي دوره‌اي آنها ثابت‌ترند و بازار كمتر در مورد آنها به طرز بدي غافلگير مي‌شود. به اعتقاد شاه بنده انتظار مي‌رود ريسكي‌ترين سهام كمترين بازدهي را در آينده ايجاد كنند و كم ريسك‌ترين سهام بيشترين بازدهي را به همراه داشته باشند. اين كارشناس به ديگر تفاوت هاي سهام ارزشي و رشدي اشاره مي كند : سهام رشدي و ارزشي سهامي هستند كه از نظر تأثير عوامل اساسي در بازار سرمايه نظير ريسك، بازده، رونق و ركود بازار، افق زماني، اندازه شركت وغيره تفاوتهاي بسياري دارند و تصميم گيري در جهت انتخاب آنها و تشكيل پرتفوي سودآور جزو دغدغه هاي هميشگي سرمايه گذاران است.

*لزوم شناسايي سهام ارزشي و رشدي

شاه بنده مي گويد: دردنياي مالي امروز براي سرمايه گذاري در سهام ، كسب دانش مالي، كاهش هزينه، انتخاب سهام برتر و سودآورتر و استفاده بهينه از سرمايه جزء لاينفك اقدامات و فعاليتهاي سرمايه گذاران است. تفاوتهاي موجود بين سهام رشدي و ارزشي و عوامل تأثيرگذار بر آنها، سرمايه گذاران را بر آن داشته با توجه به دانش مالي نوين، پيش رفته و با كسب اين دانش و توجه بيشتر به شرايط بازار و دوره هاي زماني در سهام سرمايه گذاري كنند. وي مي افزايد : سهام رشدي و ارزشي با در نظر گرفتن اندازه شركت ، دوره هاي زماني (كوتاه ، ميان و بلند مدت)، رونق و ركود بازار، ريسك و بازده متفاوتي دارند. براي مثال هنگامي كه دوره‌هاي زماني ( كه بازده در آن محاسبه شده) طولاني‌تر مي‌شود روند قيمت سهام معكوس مي‌گردد. زماني كه چندين رخداد مثبت و منفي به صورت متوالي رخ مي‌دهد بازار اعتقاد پيدا مي‌كند اين روند در بلندمدت نيز ادامه مي يابد. بنابراين قيمت سهام بر پايه اين انتظار دچار تورم مي‌شود. در واقع بازار اشتباه كرده است. موفقيت گذشته به معني موفقيت طولاني‌مدت در آينده نيست. شاه بنده ادامه مي دهد : زماني كه اين مسأله براي بازار مشخص مي‌شود تورم موجود در قيمت سهام شروع به كاهش مي‌كند و اين امر باعث پديد آمدن الگوي معكوس شدن روند در بلندمدت مي شود. همچنين الگوي برگشتي كوتاه مدت نيز در بازده سهام وجود دارد.

* اندازه شركت به سهام رشدي و ارزشي ربطي ندارد

در حالي بررسي ها و مشاهدات انجام شده نشان مي‌دهد تفاوتهاي بسيارسهام رشدي و ارزشي باعث سردرگمي وابهام سرمايه‌گذاران در خريد اين دو نوع سهام شده كه شاه بنده با هدف مقايسه شركت هاي داراي سهام رشدي و ارزشي به بررسي تفاوت بين سهام رشدي و ارزشي با توجه به شاخصهاي اندازه، صرف ريسك و بازده شركت ها در بورس اوراق بهادار تهران مي ‌پردازد. اين كارشناس بازارسرمايه با اشاره به فرض وجود تفاوت معني‌داربين متوسط اندازه شركت هاي داراي سهام رشدي با شركتهاي داراي سهام ارزشي مي گويد: با توجه به بررسي هاي انجام شده در سالهاي80 تا 84 براي هر سال همچنين براي كل دوره 5 ساله، رابطه معني‌داري بين اندازه شركت با سهام رشدي و ارزشي وجود ندارد

. شاه بنده ادامه مي دهد : بدين معني كه فاكتور اندازه شركت براي تشخيص سهام رشدي و ارزشي از يكديگر مناسب نيست و قدرت توضيحي بر نسبت قيمت بر درآمد (P/E ( ندارد و مي‌توان نتيجه گرفت كه در بورس تهران اندازه شركت عاملي نيست كه يك سرمايه‌گذار از آن براي تميز و خريد سهام رشدي و ارزشي استفاده كند.

*ريسك بيشترسهام رشد در دوران رونق

وي به جنبه ديگر سهام ارزش و رشد اشاره مي كند ومي گويد: در سال هاي 80 و 82 متوسط صرف ريسك تعديل شده با ريسك سهام رشدي ازمتوسط صرف ريسك تعديل شده با ريسك سهام ارزشي بيشتر بوده و اين فاكتور در بقيه سال ها و كل دوره 5 ساله براي سهام رشدي و ارزشي تفاوت معني داري نداشته است. شاه بنده مي افزايد : با توجه به اينكه بازارسهام كشور در سالهاي 80 و 82 در حالت رونق قرار داشته مي توان نتيجه گرفت يك سرمايه گذار در حالت رونق بازار با خريد سهام رشدي(سهمي كه نسبت P/E بالاتر از ميانگين دارد) نسبت به خريد سهام ارزشي به صرف ريسك بالاتري دست پيدا مي كند.

* بازدهي بيشتر سهام ارزش

اين كارشناس بازارسرمايه وجه سوم اين دو نوع سهام را مد نظر قرار مي دهد : در سال هاي 82 و 83 وكل دوره 4 ساله ، متوسط بازدهي سهام ارزشي از متوسط بازدهي سهام رشدي بيشتر بوده و اين فاكتور در بقيه سال ها براي سهام رشدي و ارزشي تفاوتي نداشته است. شاه بنده خاطر نشان مي كند : با توجه به اينكه بازار در سالهاي 82 و 83 در حالت رونق قرار داشته مي توان نتيجه گرفت كه يك سرمايه گذار در حالت رونق بازار با خريد سهام ارزشي نسبت به خريد سهام رشدي به بازدهي بالاتري دست پيدا مي كند. به طور كلي نيز مي توان نتيجه گرفت كه در بورس تهران سهام ارزشي از بازدهي بالاتري نسبت به سهام رشدي برخورداراند.

* چند پيشنهاد به مديران و متوليان بورس تهران

در حالي بررسي هايي درمورد نسبت P/E در داخل ايران انجام شده كه تا كنون تحقيقي پيرامون سهام رشدي و ارزشي و متغيرهاي موثر بر آن وجود ندارد. شاه بنده در بخش آخر اظهارات خود توجه به تحليل بنيادي براي ارزشيابي سهام با ‌توجه به معيارهاي ارزشيابي مانند نسبت قيمت به سود لازم مي داند و در پاسخ به اين سئوال فارس كه پيشنهاداتي در توجه به سهام ارزش و رشد قابل ارايه است مي گويد : مديران مي‌توانند با بررسي سهام مورد نظرشان در دوره زماني مربوطه و تطابق با شرايط دوره زماني وهمچنين با تكيه بر متغيرهاي موثر بر سهام رشدي و ارزشي، تحليلي از سهام مربوطه بدست آورند. وي ادامه مي دهد : ‌يعني سهامي را مورد توجه قرار دهند كه در روند دوره هاي مورد نظرشان حالت صعودي داشته و بتواند بازده مثبتي را نسبت به سهام ديگر بوجود آورند. وي مي افزايد : همچنين با توجه به بررسي هاي به عمل آمده در بورس اوراق بهادار تهران ‌بايد به ميزان تأثيرگذاري متغيرهاي موثر توجه كنند تا بتوانند بازدهي مثبت و بيشتر ايجاد كنند. به گفته وي متوليان بورس تهران نيز مي‌توانند شواهد دقيق‌تري ازاثرات نسبت P/E را در اختيار سهامداران قرار دهند. شاه بنده همچنين توصيه مي كند سرمايه‌گذاران سبد سهامي را با P/E پايين تشكيل بدهند و هرماه آن را مجدداً مورد ارزيابي قرار داده و پايين‌ترين P/E هاي بازار را درآن جاي دهند تا بازده بسيار بالاتري نسبت به تشكيل پرتفوي شامل سهام با بالاترين نسبت P/E بدست آورند. اين كارشناس بازار سرمايه همچنين مي گويد : از ديگر پيشنهادات عدم استفاده از عامل اندازه شركت در شناسايي سهام رشدي و ارزشي در بورس اوراق بهادار تهران است . سهام چه از نوع رشدي و چه از نوع ارزشي داراي ريسك و بازدهي متفاوتي هستند. گروهي از سهام رشدي بازدهي نسبتاً بالايي داشته در حالي كه گروه ديگري از همين نوع سهام بازدهي بسيار پايين يا منفي دارند. چنين موردي براي سهام ارزشي نيز مصداق دارد. وي در خاتمه مي گويد : براي ارزيابي اوراق بهادار وتصميم‌گيري جهت خريد آنها، توجه به رشدي يا ارزشي بودن فقط يكي از معيارهاي انتخاب است و عواملي مانند سابقه بازدهي، ميزان ريسك سيستماتيك، اثرات شرايط اقتصادي بر شركت، اثرات شرايط بين‌المللي بر شركت، ميزان سودآوري شركت، نحوه تأمين سرمايه و سياست مديران شركت از جمله عواملي هستند كه بايد جهت ارزيابي و انتخاب اوراق بهادار به آنها توجه كرد.


پربازدید ترین مطالب اخیر

به روزترین و مفیدترین مقالات در زمینه بورس و بازار سرمایه را در سایت کارگزاری مدبر آسیا دنبال کنید